یاد باد ( بزرگداشت استاد مشکاتیان ) - همایون شجریان - سیامک آقایی و آیین مشکاتیان

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد  
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد


دل به امید صدایی که مگر در تو رسد  
ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد 


سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر  
آشیان در شکن طره شمشاد نکرد 


شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار  
زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد 


کلک مشاطه صُنعش نکشد نقش مراد  
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد

 
مطربا! پرده بگردان و بزن راه عِراق  
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

 

آواز : همایون شجریان

سنتور : سیامک آقایی

تنبک : آیین مشکاتیان

در اين اثر يك بخش به تكنوازي سنتور سيامك آقايي و يك بخش نيز به اجراي گروهي با صداي همایون شجریان اختصاص دارد.
‌کنسرت بزرگداشت استاد مشکاتیان «يادباد» كه اداي دين هنرمندان اين مجموعه به مشكاتيان و آلبوم بر آستان جانان است، اولين آلبوم همایون شجریان و تكنوازي سنتور سيامك آقايي است كه منتشر مي‌شود.

كنسرت اين سه هنرمند 27 شهریور سال 89 به ياد پرويز مشكاتيان در تالار وحدت برگزار شده بود و در اين برنامه «سيامك آقايي» به تك‌نوازي سنتور و آیین مشکاتیان به نوازندگی تمبك پرداخته.

 


 

سیامک آقایی (زاده ۱۳۵۲ اهواز)، نوازنده سنتور

سنتورنوازان، در پروژه‌های موسیقی جادهٔ ابریشم (به سرپرستی یو یو ما) و اطلس نیز عضویت دارد.

زندگی 

سیامک آقایی در سال ۱۳۵۲ در اهواز به دنیا آمد. او نواختن سنتور را ابتدا نزد رویا حلاج در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران آغاز کرد و سپس برای گسترش حیطهٔ نوازندگی و آموختن ظرایف موسیقی از اساتیدی چون مسعود شناسا، حسین ملک، پرویز مشکاتیان،محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگ‌فر، فرامرز پایور، مجید کیانی و رامبد صدیف استفاده کرد. او دانش‌آموختهٔ رشته موسیقی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. وی همچنین نزد موسیقیدانان دیگری چون فرهاد فخرالدینی، محمدرضا درویشی، تقی بینش ومحمدتقی مسعودیه نیز تلمذ کرده‌است.

وی از سال ۱۳۷۵ تاکنون در دو زمینهٔ موسیقی محلی ایران و مکاتب سنتورنوازی به گردآوری اطلاعات پرداخته‌است. حاصل کار او در زمینهٔ نخست گردآوری آرشیو صوتی و تصویری و فرهنگ واژگان و سازهای رایج در موسیقی شمال خراسان (با همکاری سازمان میراث فرهنگی کشور) است. او سلسله بحث‌هایی دربارهٔ مکتب‌های سنتورنوازی و ساختارشناسی نوازندگی (با همکاری برنامهٔ نیستان دررادیو فرهنگ) اجرا کرده‌است.

سیامک آقایی در زمینهٔ موسیقی مقامی نیز فعالیت‌هایی انجام داده و علاوه بر این‌ها در زمینهٔ ساخت ساز هم تجربیاتی دارد که به عنوان مثال به ساخت ساز «قیچک بم» می‌توان اشاره کرد که در آخرین کنسرت پرویز مشکاتیان از آن استفاده شد.

او همچنین به آموزش ردیف موسیقی ایرانی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پرداخته‌است.

این آهنگساز و سنتورنواز در عرصهٔ کنسرت‌های خارجی نیز فعالیت‌هایی داشته که می‌توان به کنسرت او با «یو یو ما» در پروژهٔ راه ابریشم اشاره کرد. کنسرت‌های متعدد با گروه آفتاب، پروژهٔ جادهٔ ابریشم و گروه اطلس در نیویورک، واشنگتن،

دانشگاه‌های برکلی و، سیاتل، دالاس، لوس‌آنجلس، شیکاگو، هامبورگ، لیون، پاریس، قرقیزستان، ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان، دمشق، حلب داشته‌است.

آثار 

اجرای به یاد ماندنی او و گروه سنتور نوازان برای کمک به زلزله زدگان زرند که در تابستان ۱۳۸۴ در تالار فردوسی دانشگاه تهران برگزار شد به صورت DVD با عنوان زبعد ما منتشر شده‌است.

•         DVD ز بعد ما، اجرای گروه سنتورنوازان، دانشگاه تهران (۱۳۸۴)

•         تکنوازی سنتور؛ سه‌گاه، ابوعطا، کرد بیات

•         ضبط و ارائه پنج شب اجرای زنده کنسرت گروه جادهٔ ابریشم در پنج ایالت آمریکا (۲۰۰۶)

•         بداهه‌نوازی نوا

•         آهنگ اتیوپیایی

•         همنوازی سنتور و شاکوهاچی (نی سنتی ژاپن)، به همراهی کو اومزاکی، ژاپن (۲۰۰۴)

•         همکاری با گروه جاده ابریشم در ضبط آثار:

•         آهنگسازی و ضبط قطعاتی برای گروه روزنه (۱۳۸۲)

•         ضبط آثاری برای گروه سنتورنوازان (۱۳۸۰-۱۳۸۱)

•         همکاری در ضبط آلبوم «می شنیدم از پرنده» (موسیقی کودکان) (۱۳۸۰)

•         همکاری در ضبط آلبوم «درگذر» با آهنگسازی رضا فیاض، به همراهی گروه آفتاب (۱۳۷۸)

•         همکاری در ضبط آلبوم «کوتاه» (طرحی برای سازهای کوبه‌ای) (۱۳۷۸)

•         همکاری در ضبط آثاری از سعید کامجو؛ سه‌گاه – شوشتری (۱۳۷۷)

 

 

هرگز ساز مشکاتیان را زمین نخواهم گذاشت - سیامک آقایی

پرویز مشکاتیان در یک کلام هنرمندی است که از طریق ابزار موسیقی سنتی و دستگاهی ایران، به جرئت دارای بیشترین میزان ارتباط مردمی در میان هنرمندان هم‌عصر خویش است. مهر و عشقی که آثار مشکاتیان (به‌ویژه تصنیف‌های دهه‌ی ۶۰) در دل مخاطبان موسیقی سنتی – مردمی ایران به‌جا می‌گذارد، حاصل همین خصیصه‌ی یکتای «عامل ارتباطی» است. عاملی که اغراق نیست اگر بگوییم سبب آشتی خیل عظیم دورماندگان از قافله‌ی موسیقی سنتی با این مقوله بوده است.

تفاوت بارز او با سایر هنرمندان هم‌دوره‌اش در همین حجم ارتباط مردمی نهفته، در هنر و بینش او نسبت به سنت موسیقی ایران است که به مخاطب و شنونده‌اش، نگاه دیگری دارد. مشکاتیان به شنونده‌اش اعتباری می‌بخشد که به قصد عام‌پسند شدن یا مورد توجه بیشتر قرار گرفتن نیست؛ بلکه از بینشی حاصل شده که هنر را از آن مردم و توده‌ها می‌داند، نه صرفاً در دستان آگاهان و هنرشناسان. شاید بتوان گفت او در میانه‌ی راه خاص و عام ایستاده است و هنرش سعی در ایجاد پلی بین این دو دارد. می‌دانیم که این امر اگرچه شاید در ظاهر ساده به‌نظر برسد، اما به هیچ وجه کار آسانی نیست و پرویز مشکاتیان در این مورد یکی از بهترین‌هاست؛ چرا که مؤلفه‌هایی از هر دو را در کار خود نهفته دارد. به این معنی که هنر مشکاتیان از یک سو، سر در اعماق موسیقی دستگاهی، ریزه‌کاری‌ها، ظرایف و پیچیدگی‌های آن دارد و از سوی دیگر در اقیانوس گسترده‌ی «سلیقه ایرانی» غوطه‌ور است.

شکی نیست که بحث و بررسی درباره‌ی «پدیده مشکاتیان» در این مقال نمی‌گنجد و صرف برشمردن فهرست‌وار ویژگی‌ها، آثار و تأثیرات، بینش فرهنگی و... او نیازمند کار تحقیقاتی حجیم و اصطلاحاً «پژوهشکده‌ای» است. هنرمندی که چنین تأثیر شگرفی بر نسل خود و موسیقی معاصر داشته و از چنین خلاقیتی برخوردار بوده، قطعاً باید در پژوهشی گسترده و با حضور متخصصین رشته‌های گوناگون موسیقی و جامعه‌شناسی نقد و بررسی شود. بنابراین در این مجال کوتاه صرفاً به ذکر پاره‌ای از مشخصات و ویژگی‌های هنر استاد (در حد بضاعت محدود نگارنده) بسنده می‌کنیم. اما پیش از آن باید به این نکته اشاره کرد که آنچه در اینجا از ویژگی‌های موسیقایی مشکاتیان با دیگر اساتید (از جمله محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و...) مقایسه می‌شود، ارزش‌گذاری این بزرگان و هنرشان نیست و فقط به منظور برجسته کردن این تفاوت‌ها در ذهن کسانی است که آثار این اساتید را محفوظ دارند.

بدون شک مهم‌ترین وجه مشخصه‌ی پرویز مشکاتیان سبک سنتورنوازی اوست. او (طبق اذعان هم‌نسلانش و دیگر نوازندگان سنتور) در سنتورنوازی تا حدودی تحت تأثیر محمد حیدری و داریوش صفوت بوده که خوشبختانه پس از طی سال‌های اولیه‌ی فراگیری ساز، کم‌کم به شیوه‌ی شخصی دست می‌یابد؛ به‌طوری که در همان دوران جوانی بهترین نوازندگی‌های خود را انجام می‌دهد و از آن مهم‌تر اینکه صدای سازش، شخصیت و رنگ و بوی مستقل خود را دارد که صرفاً تقلید قدما نیست.

در یک نگاه کلی در موسیقی ایران، مقام «استادی» به کسی اعطا می‌شود که اصولاً لحن و لهجه‌ی متفاوتی در بیان خود داشته باشد. چنین هنرمندی را می‌توان یک «هنرمند مؤلف» دانست. در غیر این‌صورت هنرمند، «جانشین» یا «مقلد» خوانده می‌شود. این یکی از پیچیده‌ترین مراحل سلوک در موسیقی ایرانی است که نه آموختنی است و نه یاددادنی. کما اینکه می‌بینیم صدها هزار نوازنده و خواننده در این مملکت وجود دارند، اما (با وجود توانایی‌های اجرایی و علمی) همچنان با معضل جدی تقلید روبه‌رو هستیم. یک هنرجو در موسیقی ایران مراحل زیادی را پشت سر می‌گذارد و در صورت 
بهره‌گیری از استعداد ذاتی و پشتکار و پیگیری فراوان و با گذر از سبک‌های مختلف نوازندگی و خوانندگی می‌تواند صاحب «قابلیت اجرایی» شود. به لحاظ کمی، تعداد این دوستان زیاد است. اما آن چیزی که در نهایت به‌عنوان کیفیت ویژه و منحصر به‌فرد موسیقی ایرانی (نزد خواص و عوام) مورد توجه قرار می‌گیرد، تفاوت بنیادی هنرمند در نوع نگاه و نگرش و درک و بالاخره «بیان هنری» است. از این روست که در هر قرن هنرمندانی با این بینش انگشت‌شمارند. حصول چنین ادراکی سهل‌الوصول نیست. شاید بتوان مهم‌ترین دلیل این مسئله را سنت آموزش موسیقی ما دانست که در آن شاگرد تمام توجه، قابلیت‌ها، نگرش و حتی شیوه‌ی زندگی‌اش تماماً تحت تأثیر «استاد» قرار می‌گیرد و شباهت هر چه بیشتر این ویژگی‌ها به استاد، نوعی امتیاز محسوب می‌شود. این است که فاصله گرفتن از این مسیر و اتخاذ نگرشی سوای آنچه در کلاس‌های موسیقی باب است، به یک معجزه شبیه است! بی‌شمارند هنرجویانی که در ته خط، خود را با کوهی از اطلاعات و دانش مواجه می‌بینند که بریدن از آن مساوی است با از دست دادن همه چیز و بازگشت به اول خط! این چرخه‌ی استاد و شاگردی تا آنجا ادامه می‌یابد که گریزی برای خروج از این چرخه وجود نداشته باشد. لذا در این فرهنگ چیزی که بسیار است، مقلد و اصطلاحاً «کپی استاد»؛ و چیزی که نادر و کمیاب است «لحن و بیان متفاوت». نمونه‌ی بارز و مثال مشخص این ماجرا را می‌توان در فراخوان کلاس‌های اساتید یا با مراجعه به آثار منتشرشده‌ی دهه‌ی اخیر به وفور مشاهده کرد.

این معضل یکی از بزرگترین آسیب‌هایی است که موسیقی پویا و زنده‌ی ایرانی با آن دست به گریبان است و از حل آن عاجز به‌نظر می‌رسد! به کرات شبیه این عبارت را از زبان همه شنیده‌ایم که کمیت موسیقی ایرانی در دو، سه دهه‌ی اخیر رشد فزاینده و خارج از تصوری داشته، اما از منظر کیفیت موسیقی و لحن اجرا بیش از ۹۰ درصد تولیدات دهه‌ی اخیر، به‌کلی تحت تأثیر همان سه، چهار استاد صاحب‌نام است. البته این را هم نباید فراموش کرد که بحث تقلید در آموزش موسیقی، در جای خود لازم و طبیعی است. بدین‌معنی که مشکل موسیقی ما، شاید صرف تقلید نباشد؛ بلکه کیفیت پایین در امر تقلید باشد. متأسفانه خیل عظیم هنرجویانی را می‌بینیم که تقلید از استاد را صرفاً در تغییر سر و وضع ظاهری و مو و ریش خود می‌بینند و همین که چهره‌شان شبیه استاد شد، خواب‌نما شده و جریان آموزش را تمام‌شده تلقی می‌کنند! آثار منفی و مخرب این سیستم آموزشی بر کسی پوشیده نیست. حتی اگر هنرجو موفق به تقلید تمام و کمال لحن نوازندگی استاد شد هم کار به پایان نرسیده. گو اینکه این اتفاق ممکن است پایانی باشد بر جست‌وجوهای تکنیکی و اجرایی و تازه آغاز راه رسیدن به لحن و بیان شخصی (از طریق خلاقیت‌های فردی) است.

پرویز مشکاتیان از این نظر، شاهکاری بلامنازع است. اگر بخواهیم به‌طور خلاصه او را با هم‌عصران خلاق خویش مقایسه کنیم، دو ویژگی دست‌نیافتنی در آثار او به چشم می‌خورد: اول حمل موسیقی مردمی از طریق نگرشی خاص بر سنت؛ و دوم حفظ سادگی بدون هیچ‌گونه اصراری بر پیچیده کردن کار (چه در قابلیت‌های نوازندگی و آهنگسازی و چه در استفاده از ردیف دستگاهی). به‌عبارتی مشکاتیان در عین اینکه به ردیف نمی‌چسبد و از مرزهای آن عبور می‌کند، به موسیقی فراگیری دست یافته که در عین سادگی از لحاظ کمپوزیسیون و اجرا غنی است و به‌راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. در نقطه نظر مقابل این طرز تفکر، تعداد زیادی از خوانندگان و به‌ویژه نوازندگان معاصر را می‌بینیم که در بینش خود دچار این عارضه شده‌اند که تصور می‌کنند موسیقی ایرانی را باید «زد» و هر چیز دیگری زیر سایه‌ی تکنیک و قابلیت‌های اجرایی قرار می‌گیرد. همان‌چیزی که در غرب از آن با عنوان show off یاد می‌کنند.

استاد مشکاتیان به‌راحتی روی سن می‌نشیند؛ بدون اینکه بخواهد برای تأثیر بیشتر روی مخاطب شانه‌هایش را بالا و پایین بیندازد و یا سازش را چپ و راست کند! او با همان ابزار سادگی و عمق نگاه در موسیقی دستگاهی نظر دوست‌داران موسیقی و دست‌اندرکاران جدی عرصه‌ی تولید را ـ هم‌زمان ـ به خود معطوف می‌دارد. به‌طوری که اگر از استاد شجریان بپرسید که طی نزدیک پنج دهه فعالیت مستمر در عرصه‌ی موسیقی و همکاری با بیش از ۹۰ درصد بزرگان موسیقی معاصر، کدام‌یک از آثار خود را در زمره‌ی بهترین‌ها می‌داند، قطعاً آلبوم «آستان جانان» یکی از آنها خواهد بود. به سادگی این موسیقی، تصنیف‌سازی‌ها و لحن و بیان مشکاتیان در این آلبوم توجه کنید که چگونه در عین سادگی و روانی و نیز استفاده از ردیف دستگاهی، بیش از هشتاد دقیقه موسیقی زنده، فرهیخته، اصیل و بدیع را پدید آورده است؛ موسیقی‌ای که شاید در میان آثار هم‌دوره‌اش کمتر نظیری برای آن بتوان یافت. ما نمونه‌های تکنوازی و همنوازی از این دست در موسیقی ایرانی زیاد نداریم و متأسفانه آنچه امروز بیشتر می‌‌بینیم گرایش بی‌حد نسل جوان به سمت گروه‌نوازی‌های رایج است که شاید بتوان آن را هنری درجه سوم قلمداد کرد. این قبیل اجراها صرفاً محیط مناسبی است برای قایم شدن نوازنده در پشت دیگران و پنهان کردن مشکلات اجرایی در پشت پرده‌ی حجم صدای گروه. تا به این ترتیب اولاً خالی بودن دست نوازنده از موتیف و جمله و مطلب مشخص نشود و ثانیاً با ارائه‌ی تصویری ملون و رنگارنگ از موسیقی ملی و نشاندن سازهای گوناگون در کنار هم، نظر سطحی عوام جلب شود.

حتماً شما هم بارها و بارها این را شنیده‌اید که غالب آثار منتشرشده‌ی موسیقی ایرانی در دهه‌ی اخیر حرف چندانی برای گفتن ندارند و اصولاً موسیقی این سال‌ها را بیش از دقایقی نمی‌توان تحمل کرد! در صورتی که آثاری چون «آستان جانان» هنوز برای مخاطب عام علاقه‌مند به موسیقی ایرانی، زیبایی‌ها و ظرافت خود را حفظ کرده و برای دانشجویان و هنرمندان موسیقی هم حاوی نکات، ظرایف و اطلاعات شایسته‌ای‌ست که در جای خود قابل تعمق است. بخشی از ویژگی‌های این آلبوم و تصنیف«شیدایی» اش را مدتی قبل در برنامه‌ی «نیستان» رادیو فرهنگ بیان کردم؛ ویژگی‌هایی درباره‌ی شیوه خاص آهنگسازی استاد و کیفیت اجرایی آن تحت دو عنوان برجسته‌ی «سادگی در انتخاب» و «روانی و سلاست در عین پیچیدگی».

زمانی که سخن از هنر مشکاتیان به میان می‌آید، می‌توان به راحتی ساعت‌ها و روزها را از لحظات شیرین یاد استاد تا جنبه‌های نهان و آشکار تکنیک اجرایی وی (انواع سوژه‌های بدیع در عرصه‌ی صنعت موسیقی، هنر بداهه‌نوازی ایشان و...) پر کرد و لذت برد از اینکه حیطه‌ی توانایی‌های یک فرد در عرصه‌های گوناگون تا چه حد می‌تواند غنی و مستحکم باشد که در زمانی نزدیک به سه دهه فعالیت، این‌چنین در دل و ذهن مردم جا خوش کند. شاید بیراه نباشد که به جای اطاله‌ی سخن به مسئله‌ای اشاره کنیم که بی‌ارتباط با شرایط حال و روزگار کنونی ما نیست...؛ شرایطی که محمدرضا درویشی در 
روز تشییع جنازه‌ی پرویز مشکاتیان در مقابل تالار وحدت و با صدایی لرزان و بغضی فروخورده از آن به «روزگار خفقان هنر و هنرمند» تعبیر کرد. همین خفقان است که از نوابغ و بزرگانی از جمله مشکاتیان اجازه‌ی حضور حداقلی را هم سلب می‌کند. روزگاری است که همه‌ی عوامل دست به دست هم می‌دهند تا در نهایت به دق‌مرگ شدن هنرمندان یگانه‌ای چون امثال ناصر فرهنگ‌فر، پرویز مشکاتیان و... یا گوشه‌نشین شدن پروردگاران هنر از جمله فرامرز پایور، جلیل شهناز و... یا مهاجرت نوابغی چون محمدرضا لطفی، نوازندگان گروه «دستان» و... منجر شود. درویشی رو به مسئولین امر و دست‌اندرکارانی که کرسی‌های متعددی به بهانه‌ی پیشبرد و حمایت از فعالیت‌های هنری در اختیار دارند، فریاد زد که کجایید شما و به چه کاری مشغولید؟ کجایید که ببینید فرهنگ دیرپا و عظیم شفاهی ایران چه گوهرهای گران‌بهایی را از دست می‌دهد؟! «حاج قربان»ها، «شامیرزا»ها، «یگانه»ها و «صحراروشن»های بی‌شماری هر روز یکی پس از دیگری نقاب در عرصه‌ی نیستی می‌کشند و در غربت هر چه تمام‌تر یکی‌یکی از میان ما رخت بر می‌بندند؛ «مشکاتیان»ها و «فرهنگ‌فر»ها و... دیگر در میان ما نیستند و حتی اگر نعمت حضور اساتیدی چون پایور، شهناز، کسایی، شجریان و امثال آنها را (که در دهه‌ی هفتم و هشتم عمر خود به سر می‌برند) در پیش چشم داریم، کماکان کوچک‌ترین حرکت و جنبش مفیدی برای احیای یاد و نام رفتگان و تکریم هنر ماندگان نمی‌بینیم.

از این روست که وقتی معاونت هنری ارشاد در مراسم تشییع پیکر استاد مشکاتیان لب به سخن می‌گشاید، فریاد بی‌صدای هزاران هنردوست داغ‌دیده را می‌شنویم که از ته دل غم فرهنگ‌ستیزی و ظلمی که در حق هنر این مرز و بوم (به‌ویژه هنر موسیقی) رفته است را فریاد می‌کنند. ساده‌لوحی است اگر اعتراض‌ها را، مشکل شخصی مردم با فردی ناشناخته قلمداد کنیم! وزارتخانه‌ای که قرار است حامی هنر و هنرمندان یگانه‌ی‌ این آب و خاک باشد و در مصادر مدیریتی‌اش آنها را بنشاند، پس از فوت استاد مشکاتیان، حتی دسته‌گلی برای بزرگداشت این نابغه‌ی عرصه موسیقی ارسال نکرده است! بودجه‌های میلیاردی این وزارتخانه در بخش موسیقی، عمدتاً به سمفونی‌های سفارشی اختصاص می‌یابد تا امثال پایور و شهناز و... خانه‌نشین باشند و بعضاً در تنگ‌دستی روزگار بگذرانند! حال که پرویز مشکاتیان را از دست دادیم و هیچ! اما بزرگانی چون کسایی و شهناز و پایور و امثالهم هنوز در قید حیات‌اند و هر کدام در گوشه‌ای با کهولت و کسالت و غم روزگار سر می‌کنند؛ و ما تماشاکنان حیران انواع سمفونی‌های فاخر(!)، ارکسترهای دعوتی از کشورهای فروپاشیده، جشنواره‌های بی‌سروته و حمایت بی‌چون و چرا از برخی هنرمندان خود فروخته‌ایم.

هم‌زمان با درگذشت ناگهانی استاد مشکاتیان بود که ایده‌ی اجرای کنسرت پیش‌رو دوباره به ذهن‌مان خطور کرد. به‌نظرم الآن وقت زمین گذاشتن ساز نیست. از این در خانه نشستن‌ها و عزلتی که گریبان موسیقی‌دان‌ها را گرفته، آنها که نباید، خوشحال می‌شوند و در عین حال سودی به حال هیچ‌کس ندارد. ما دیگر خودمان با دست خودمان نباید به این افسردگی تن بدهیم. اگر امثال شجریان، مشکاتیان، علیزاده و لطفی و... دیگر جوانان دهه‌ی ۵۰، در آن سال‌ها به جای تأسیس کانون چاووش، به کنج خانه‌هایشان می‌رفتند، امروز از موسیقی ایرانی چه باقی مانده بود؟! فراموش نکنیم که همین فعالیت‌ها بوده که سنگ‌بنای هنر موسیقی نوین ایران را در دهه‌ی اول انقلاب بنا نهاد. آثار برجسته‌ی آن دهه یکی از طلایی‌ترین صفحات تاریخ موسیقی ایران را رقم زد. بهترین آثار هنرمندان یادشده در حد فاصل سال‌های ۵۵ تا ۶۵ خلق و منتشر شده‌اند. آثاری همچون چاووش‌های ده‌گانه، سرودهای به‌یادماندنی انقلابی آن روزگار و شاهکارهایی از جمله «آستان جانان»، «بیداد»، «دستان»، «نوا (مرکب‌‌خوانی)»، «نینوا»، «حصار»، «سواران دشت امید» و... در یکی از تیره‌‌ترین روزگاران تاریخ سیاسی این مملکت تولید شده است. عجبا که پس از فروکش کردن آتش جنگ و آغاز سازندگی تا دهه‌ی کنونی، شاهد افت کیفی موسیقی در عرصه‌های گوناگون بوده‌ایم. شاید که هنر متعالی با ناآرامی دوران عجین و قرین است و اصولاً تیرگی بستر اجتماعی به روشنایی و جاودانگی هنر می‌انجامد!

به یاد دارم در یکی از بهترین لحظاتم در خدمت استاد، بحث موسیقی اجتماعی زمان انقلاب پیش آمد و من ناگزیر شدم از بیان اینکه چه دوره‌ی طلایی داشتیم و حجم قابل توجهی از موسیقی‌های خوب و... که باعث شگفتی من بود، از استاد پرسیدم که با چه انرژی و انگیزه‌ای این‌چنین به تولید و ساخت و انتشار آثار یگانه‌ی موسیقی ایرانی در آن روزگار پرتلاطم سیاسی و اجتماعی کشور با حداقل امکانات می‌پرداختید؟ مشکاتیان بدون لحظه‌ای درنگ پاسخ داد که ما تنها به وظیفه‌ی اجتماعی خود عمل می‌کردیم. ضمن اینکه چنان عشق و شوری در پس آن فعالیت‌ها و خلاقیت‌ها نهفته بود که شاید در آن لحظه کسی متوجه حجم و کیفیت آن آثار و سختی و مشقت آنها و از همه مهم‌تر تغییری که در موسیقی ایران پدید آورد، نبود. همه‌ی ما صرفاً با شور و عشق کار می‌کردیم و کار و کمتر کسی حواسش به این چیزها بود! بی‌هیچ چشم‌داشت مالی و معنوی یا انتظار واکنشی از سوی جامعه، تنها با عشق هر چه تمام‌تر آنچه را می‌دیدیم به زبان شعر و موسیقی به مردم باز می‌تاباندیم. اکنون است که شما باید بنشینید و آن دوره را پس از حدود سه دهه تحلیل و بررسی کنید.

من هم سعی کرده‌ام این بینش را به‌عنوان وظیفه به شاگردان و همکاران خود منتقل کنم. اکنون بر این عقیده استوارم که در شرایط کنونی، به‌هیچ وجه جای عقب‌نشینی و خالی کردن صحنه‌ی موسیقی نیست. به قول استاد مشکاتیان «هنر در چالش است که رشد می‌کند، نه در زمان بی‌دردی و بی‌غمی.» در این وانفسا وظیفه‌ی تک‌تک ماست که راهی را که امثال مشکاتیان‌ها با سختی تمام برای ما گشودند، بی‌رهرو نگذاریم. من هرگز ساز مشکاتیان را زمین نخواهم گذاشت.


آیین مشکاتیان

متولد 1370 – تهران
ساز : تمبک
دیپلم رشته ریاضی – فیزیک .  هم اکنون به عنوان نوازنده مشغول به کار است.

اساتید: استاد پرویز مشکاتیان، جمشید محبی ، بهزاد میرزایی و نوید افقه .

سابقه‌ی فعالیت‌های هنر :آغاز فراگیری موسیقی در سال 79 با ساز تنبک و سپس یادگیری سنتور نزد استاد پرویز مشکاتیان، دو نوازی در آلبوم‌ "تمنا" یا استاد پرویز مشکاتیان، همکاری با بهداد بابایی، عضو گروه عارف (استاد پرویز مشکاتیان) .


دانلود آلبوم یاد باد از لینکهای زیر

  ۱  ساز و آواز جام غم ...

 http://s2.picofile.com/file/7244881177/01_Sazo_Avaz_Jame_Gham.mp3.html

----------------------------

2  تصنیف یاد باد ...

http://s1.picofile.com/file/7244882903/02_Tasnif_Yad_Bad.mp3.html

-----------------------------

3 ساز و آواز دلبر عیار ...
----------------------------

4  تصنیف دود عود ...

 http://s2.picofile.com/file/7244887739/04_Tasnif_Doude_Oud.mp3.html
----------------------------

ZIP  دانلود کل آلبوم در یک فایل فشرده زیپ ...
 
                                                     ---------------------------